بردیا بردیا ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

دنیای قشنگ بردیا...

بردیای یک سال و 10 روزه..

1391/3/22 2:41
نویسنده : مامان نسرین
421 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا...

عزیز دلم بردیا جونم...

که با اون اداها و خنده ها و شیرین کاریات خیلی خوردنی شدی... نمیدونم بعد از جشن تولد چرا انقدر عوض شدی و حسابی شیطون و بلا شدی...

با هر آهنگی... مخصوصا آهنگ تولد مبارک... نا نای میکنی و دست میزنی و توی سقف خونه دنبال بادکنکای روز جشن میگردی...

خونمونو به خاطر جنابعالی حسابی به هم ریختیم... البته  توی ریخت و پاچ عمرا به گرد پای تو هم نمیرسیم... 

با انگشت اشاره بالا رو نشون میدی و خیلی خوشگل میگی: ماه

با دستای توپولون برامون بوس میفرستی.... واااااای چه بوسی....

هر خوراکی در بسته ای که گیرت میاد میاری و با مظلومیت هر چه تمام و با ایما و اشاره ازمون میخوای که برات بازش کنیم... بعدشم با کلی  شیرین کاری خوراکی رو میخوری.... ما هم دلمون میخواد تو رو بخوریم... خوراکی خوشمزه

وقتی برات  تبلیغات میذاریم تا تماشا کنی ازون جایی که میدونی این موضوع یه ربطی به فلشی که روی دستگاه ریسیور هست داره.... با سرعت تموم خودتو میرسونی به دستگاه... فلشو بیرون میکشی و به ما نگاه میکنی و هی میگی جیزززززززززه.... خیالت راحت که شد برمیگردی سر جات....  

موقع تعویض پوشک... انقدر از دستم فرار میکنی و من به دنبال تو خونه رو گز میکنم...تعویض هر پوشک نیم ساعت طول میکشه... بدون اغراق....

تا حوله رو دست من میبینی زود تر از من میری توی حموم.... کلا رفتن به حموم و wc یکی از بزرگترین تفریحات جنابعالیه...

جدیدا خیلی دوست  داری که منو کتک بزنی... با کله... با پستونک... با دستای توپولوت...گاهی هم گاززززززززززز میگیری  بد جور...  خودتم غش غش میخندی.... الهی من فدات...

و خیلی شیرین کاریای دیگه که الان یادم نیست برات ثبت کنم  عزیز دل مادررررررر

 

همه ی اینایی که گفتم نشان از خوشبختی ما داره... یه پسر سالم داریم که در پی کشف جهانه...

گاهی واقعا خسته میشم....دلم یه استراحت درست و حسابی میخواد...

 ولی تو خستگی ناپذیری....

گاهی بی حوصله میشم.... ولی با شیرین کاریات همه چی یادم میره عزیزم.... تو منو ببخش... قول میدم همیشه صبور باشم....

عکسها:

تخت خواب... بهترین جا برای هر نوع شیطتنت...

و

 

و

 بردیا بعد از زدن واکسن یک سالگی...

و

 دور تختی چه نقشی داره اینجا؟؟؟

 n

طبیعت بکر و خنک و بهاری همدان...١٢ خرداد ماه

 h

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (8)

مامانی فری
22 خرداد 91 10:07
ماشالله چقدر نازو خوردنیه اومدم دعوتتون کنم بیان جشن دندونی وبلاگی منتظرتون هستم
بهار مامان آراد
22 خرداد 91 16:03
پسر خوشگل و ناز تولد يکسالگيت مبارک ايشالا 120 سال زير سايه پدرومادر خوبت شاد وموفق باشي
مريم مامان آرمان
22 خرداد 91 23:44
الهي چه خنده ي قشنگي كرده.درست مثل آرمان ريسه رفته. الهيييي.
دایی سعید
25 خرداد 91 15:48
ایشالله جشن فارغ التحصیلیتو . دکتر شدنتو بیایم جشن بگیریم دایی جووووون .
دایی سعید
25 خرداد 91 15:52
ایشالله بیایم جشن فارغ التحصیلیت و دکتر شدنتو ببینیم دایی جوووووووون


ایشالله... ممنون دایی سعید... بوس
یاسی
27 خرداد 91 15:35
مامان بردیا اولا تبریک میگم تولد این جیگروووووو!ثانیا شما عروس نمیخواین؟؟؟؟



چرا اتفاقا... اسمشم یاسیه.. خوردنیه... با نمک و بلبل زبونه
گل مریم
29 خرداد 91 23:45
سلام اتاق کوچولوتون معلومه خیلی با سلیقه چیده شده من خیلی دوسش دارم خیلی عکساش بامزه است ماشالا
مامي نسيم ( مامان ملودي )
31 خرداد 91 13:25
اي جانم دل ما رو بنداز به حال و هواي زادگاه مادري همدان


جاتون سبز...